آخر اتوبوس جاي باحاليه واسه لنگر انداختن.
ميشه كلي خنديد و حال كرد.
با بچه هايي كه تا سينه از پنجره اومدن بيرون و ميگن جونمي جون و فرياد ميكشن،
يه جوري جيغ ميزنن كه پرده گوش آدم ميخواد پاره بشه!
اونجا ميشه كلي سر به سر آدمها گذاشت،اونم وقتي كه اصلا انتظارشو ندارن،
و بعد كنار پنجره خروج اضطراري كركر خنديد.
چه جار و جنجال محشري،عين زنبوراي تو كندو!
ولي حيف كه من اين جلو گير افتادم
آخه بايد رانندگي كنم!
پا نوشت:دلم خيلي تنگ شده براي اين كارها!!(قبلا ها كه اردو ميرفتيم من پايه ثابت رديف آخر بودم.....ولي حيف كه ديگه از اردو هم خبري نيست!!
)
نوشته شده توسط تي ان تي در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت
اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی !
قزوينيه به جنيفر لوپز ميگه : آخه تو كه اينقدر با كلاسي ، اينقدر خوشكلي اينقدر محبوبي پس واسه چي نماز نمي خوني ؟!
اندازه ی یه لوبیا دوستت دارم...ناراحت نشو عزیزم...لوبیای سحر امیز رو می گم
چند وقته نيومدی به خاطره نيومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نيست با چه ماشينی ميای! مهم نيست با چه لباسی ميای فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار
جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد، آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد
اماكن ديدني شهر رشت : 1 - كلوچه پزي پسر و پدران - 2- كتيبه زن با وفا 3- مجسمه مرد با غيرت 4- ميدان شهيد حلال زاده 5 - پارك زيبا وديدني دماغ
ترکه سر چهارراه از پشت میزنه به يه ماکسيما. راننده ماکسیما خیلی شاکی میشه و شروع میکنه به داد وبیداد. بالاخره با وساطتت مردم و هزار خواهش تمنّا راننده ماکسيما رضايت میده ميرن. سر چهارراه بعد دوباره ترکه میزنه به پشته همون ماکسيما، بعد ترکه دستشو از پنجره ماشين می ياره بيرون میگه برو برو منم
رشتيه ميخواسته به بچه محلهاش ضد حال بزنه ميره زن ايدزي ميگيره!
نوشته شده توسط تي ان تي در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 17:48 موضوع | لینک ثابت
میگم من چرا چند روزی بود به دنبال کسب حلالیت از این و اون بودم.میخواستم دل همه رو یه جوری به دست بیارم.نگو دلیل داشته.......
وای دوشب پیش نزدیک بود برم پیش خدا.البته این که بری پیش خدا بد نیست ها!!خوب ولی من هنوز جوونم آرزو دارم...!!![]()
من رفتم توی اون اتاقی که کسی نبود تا یه کم درس بخونم.رفتم بدون هیچ توجهی بخاری رو روشن کردم.تا ساعت۱۰:۳۰-۱۱ که داشتم با دوستم اس ام اس بازی میکردم.از اون به بعد هم مثلا داشتم درس میخوندم .........تا اینکه با صدای مادرم بیدار شدم که منو صدا میزد برم اتاق خودم.جواب مادرمو دادم بعد از یه کم بلند شدم که برم اتاق خودم.ساعتو نگاه کردم دیدم دوازده و نیمه.وای نمیدونی چه قدر چشام میسوخت.!!رفتم که بخاری رو خاموش کنم دیدم ای وای بخاری لوله نداره؟؟!یعنی بخاری رو بدون لوله روشن کرده بودم.....!! بعد سریع از اون اتاق اومدم بیرون و رفتم اتاق خودم....!!
نمیدونم خودم هم انگار خبر دار شده بودم که قراره اون شب اتفاقی بیفته !!نمیدونم چرا من که هیچ وقت به مرگ فکر نمیکردم اون شب به تنها چیزی که فکر میکردم مرگ بود....!!!؟؟؟
پ ن:منظورم از آرزو اصلا اون چیزی که فکر کردی نیست.منظورم دانشگاهه!!![]()
نوشته شده توسط تي ان تي در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 16:30 موضوع | لینک ثابت
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى
روى ميز خالى من، صفحه باز حوادث
در ستون تسليت ها، نامى از ما يادگارى
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط تي ان تي در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت
باز صبح جمعه آمدو يوسف زهرا نيامد
عاشقان گويند شمع جمع عاشقان كو؟
دوستان پرسند از هم مهدي آمد يا نيامد؟
ديده ها دريا شد و كشتي دلها در تلاطم
غرق گرديديم و كشتي بان اين دريا نيامد
چشم ما درياي خون شد
قلب ما درياي آتش
موكب مولاي ما از دامن صحرا نيامد
رو به صحراي عدم برديم و از بي رهنمايي
راه خود گم كرده ايم و رهنماي ما نيامد
بچه ها امروز جمعه است و متعلق به آقامون
گفتم كه صلوات رو از دست ندي امروز
حالا همه با هم براي ظهور آن حضرت بلند
صـــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوات!
اللهم عجل لولیک الفرج
یا حق....
نوشته شده توسط تي ان تي در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 8:27 موضوع | لینک ثابت
دخترها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
نوشته شده توسط تي ان تي در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت
دخترها:
بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاشون بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي![]()
یا علی....![]()
نوشته شده توسط تي ان تي در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 5:8 موضوع | لینک ثابت
سلام بر و بچز با حال و پایه ثابت.فعلاْ من زدم تو خط جوک و اس ام اس دیگه.حالا شما بیاین بخونید و حالشو ببرین.....
یا علی...![]()
آهنگ جديد مهرشاد : حاجي تو ديگه کي هستي دسته الياسو بستي ميونه هستي و قدسي بگو مال کي هستي
انواع مرد: اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره) امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره) ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره
يک روز راننده تاکسي ترك به مسافره که شبيه ژاپني ها بوده ميگه آقا ببخشيد شما ژاپني هستيد اون ميگه نه بار دوم ازش مپرسه شما ژاپني هستيد بازم ميگه نه بارسوم بازم ميپرسه ياروه از کوره در ميره ميگه آره راننده تاکسي ميگه به قيافت نمياد
عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده بيچاره دخترا![]()
درجات ديوانگي: 1. گيج 2. خنگ 3. پپه 4. يول 5. اسکل 6. شاسکول 7. گاگول 8. لر 9. ترک 10. ... اسمت چي بود؟؟؟![]()
خروسه به مرغه ميگه: نوک ميدي؟ مرغه با عشوه ميگه نه! خروسه ميگه به جهنم با خودکار مينويسمُ
دل من يه روز به دريا زد و رفت… پشت پا به رسم دنيا زد و رفت… زنده ها خيلي براش کهنه بودن… خودشو تو مرده ها جا زد و رفت… هواي تازه دلش مي خواست ولي… آخرش تو غبارا زد و رفت… دنبال کليد خوشبختي مي گشت… خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت
پيغام گير خونه حافظ اينا: رفته ام بيرون ز کاشانه ي خود غم مخور تا مگر بينم رخ جانانه خود غم مخور بشنوي پاسخ ز حافظ گر که بگزاري پيام آن زمان کو باز گردد خانه خود غم نخور
ميدوني بعضي شبا چرا زود صبح ميشه؟ چون خورشيد هم دلش برات تنگ ميشه
کتاب هاي پر فروش امسال : 1)افسانه ي بنزين از پائولو بنزيني 2) بنزين ها و حکايات 3) بنزينامه از بنزدوسي 4)خدمات متقابل بنزين و اسلام استاد مبنزيني 5) بنزين زدن يک دقيقه اي ديل بنزيني 6) قطره قطره تا ملاقات "اتمام شارژ" دکترعلي بنزيني
عسلم، گلم، نازم، عمرم، جونم، قشنگم، نفسم، عشقم، قربونت بشم، دورت بگردم. اينا رو تمرين مي کني منو ديدي بهم بگي
تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر ![]()
كروبي گفت ما آمريكا رو ميگيريم، انگليس رو ميگيريم، اسراييل رو ميگيريم، اروپا رو ميگيريم. مردم جواب ميدادن: ماهواره اي كروبي اينترنتي كروبي عمامتو بچرخون تركيه هم ميگيري![]()
زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست
ميخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولي نامرد اديسون، برق رو اختراع كرد
انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست. تو مي خواي چي كار كني؟ …تا ابد دور خودت بچرخي يا تا بي نهايت ادامه بدي؟
شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.....
وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!! خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟... تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي!(دكتر شريعتي)
انجماد قلبها را از خشکسالي چشمها مي توان فهميد، چشمي که گريستن نمي تواند ، زيستن نمي داند ![]()
نوشته شده توسط تي ان تي در چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 5:28 موضوع | لینک ثابت
۱.پنج مرتبه بگو " يا احمدي نژاد " و براي پنج نفر بفرست، سهميه بنزينت زياد مي شه، يک نفر جدي نگرفت کارت سوختش باطل شد
۲.ترکه عروسي ميکنه شب عروسي زنش بهش ميگه تو چرا هيچ کاري نمي کني؟!! ترکه ميگه: حرف نزن من زن گرفتم از اين کثافت کاريا نکنم
۳.به ترکه مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن
۴.احمدي نژاد: آمريکا عمرا به ايران حمله کنه ، خبرنگار : از کجا ميدونيد ؟ احمدي نژاد : الياس گفته
۵.به يه ترکه ميگن پرچم ايران رو توصيف کن ميگه سبزش که مال سيد هاست سفيدش هم مال آخوند هاست قرمزش هم که مال شهيد هاست ميمونه چوبش که نصيب من و شماست
۶.رشتيه ميخواسته زنشو امتحان كنه ميگه: خانوم جان، راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدند؟ زنش ميگه: فقط تو خوابيدي، بقيه بيدار بودند
۷.تركه خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته؛ از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه ؛ ميگه : اه ! باز خر شدم سيو نكردم
۸.به ترکه ميگن تا حالا گول خوردي؟ ميگه آدم که گول نميخوره! گول آدمو ميخور
۹.گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره ، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره . وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومده
۱۰.اصفهانيه در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه محمد کجاست ؟ زنش ميگه : همين جا کنارت نشسته . ميگه علي کجاست ؟ زنش ميگه اونطرفت نشسته . ميگه حامد کجاست؟ ميگه اونم همينجاست . يهو داد ميزنه ميگه پس براي چي چراغ اون اتاق بيخودي روشنه ؟؟؟
۱۱.يه روزبه رشتييه ميگن چرادوتازن گرفتي ميگه يه وقت ديدي مهمون اومد
۱۲.بدون نياز با سيم کارت با عزيزانتان تماس بگيريد.... سيمکارتهاي اعتباري الياس توزيع گرديد... . . . روابط عمومي شبکه يک صدا وسيما
۱۳.روزي تو را ز مستي تشبيه به ماه کردم ... لامپ 60 هم نبودي من اشتباه کردم
۱۴.زن رشتيه به شوهرش مي گه اين همسايه قزوينيمون هر وقت تو نيستي نمياد سراغ من . شوهرش ميگه ولش کن بابا اين ديوونس هر وقت تو نيستي سراغ من مياد
۱۵.به رفسنجاني ميگن: چي شد كه پولدار شدي؟ ميگه والله يه زمين خريديم، ايران افتاد توش
نوشته شده توسط تي ان تي در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 8:0 موضوع | لینک ثابت
دو سه روزه كه دلم بد جوري هواتو كرده
باز دوباره هوس گرمي نگاتو كرده
چند شبه كه باز دوباره تو به خوابم نمياي
تو سراغ اين دل خونه خرابم نمياي
هر جمعه دارم من با خودم ميگم كه امروز تو مياي
اما وقتي كه ديگه غروب ميشه
دلم ميدونه نمياي
هر غروب جمعه من با يه سبد ياس پر پر
ميشينم منتظرت تا تو بيايي از سفر
تا تو بيايي از سفر
اي من به فداي قامت رعناتو سبز قبا
بيا دلگيره ديگه بدون تو
حالا اين جمعه شبها
تو بيا كه توي دنيا
قحطي مهر و عاطفه اس
واسه عاشقهاي دنيا عشق تو يه خاطره اس
عشق تو يه خاطره اس.......
خدایا یعنی میشه این آخرین جمعه باشه؟؟!!
اللهم عجل لوليك الفرج![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط تي ان تي در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 6:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به نام آرام دلها....
شاید بیش از 100نفر برای باران دعا کردند اما
غافل از اینکه خدا به یاد کودکی است که چکمه هایش سوراخ است!
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY