آخر اتوبوس جاي باحاليه واسه لنگر انداختن.
ميشه كلي خنديد و حال كرد.
با بچه هايي كه تا سينه از پنجره اومدن بيرون و ميگن جونمي جون و فرياد ميكشن،
يه جوري جيغ ميزنن كه پرده گوش آدم ميخواد پاره بشه!
اونجا ميشه كلي سر به سر آدمها گذاشت،اونم وقتي كه اصلا انتظارشو ندارن،
و بعد كنار پنجره خروج اضطراري كركر خنديد.
چه جار و جنجال محشري،عين زنبوراي تو كندو!
ولي حيف كه من اين جلو گير افتادم
آخه بايد رانندگي كنم!

پا نوشت:دلم خيلي تنگ شده براي اين كارها!!(قبلا ها كه اردو ميرفتيم من پايه ثابت رديف آخر بودم.....ولي حيف كه ديگه از اردو هم خبري نيست!!)


 

نوشته شده توسط تي ان تي در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت